وحدت وجود

خرید بک لینک

امکانات وب

 مسأله وحدت وجود در بیان امام صادق علیه السلام

مجتبي انتظاري - علامه طهراني - وحدت وجود

علامه طهراني (روحي لتراب مرقده فداه) در جلد هيجدهم كتاب امام شناسي بيان ميدارند:

جعفر صادق عليه السلام گفت : بلي اي جابر اين را من گفتم و عقيده ام چنين است .

جابر سوال كرد: تو كه مي گوئي : خدا در همه جا هست ناگزير بايد تصديق كني كه خدا در همه چيز نيز هست !

جعفر صادق عليه السلام جواب مثبت داد.

جابر گفت : در اين صورت گفتۀ آنهائي كه مي گويند: خالق و مخلوق يكي است بايستي صحيح باشد. چون وقتي قائل بشويم كه خداوند در همه چيز هست بايد تصديق كنيم كه هر چيز و لو سنگ و آب و گياه خداست .

جعفر صادق عليه السلام گفت : اين طور نيست و تو اشتباه مي كني و خدا در سنگ و آب و گياه هست ، ولي سنگ و آب و گياه خدا نيست ، همان طور كه روغن در چراغ هست ولي چراغ روغن نمي باشد.

خداوند در هر چيز هست اما براي اين كه آن چيز اولاً به وجود آيد و ثانياً به زندگي جمادي يا گياهي يا حيواني ادامه بدهد و باقي بماند و از بين نرود.

مايۀ روشنائي چراغ يعني بقاي آن روغن و فتيله است ، اما چراغ ، روغن و فتيله نيست .

روغن و فتيله براي خلق كردن شعله در چراغ است ، و چراغ نمي تواند دعوي كند كه چون روغن و فتيله در او مي باشد پس او روغن و فتيله است ، و محال مي باشد كه مخلوق كه از طرف خالق به وجود آمده بتواند خالق بشود. و تمام كساني كه در گذشته عقيده به وحدت خالق و مخلوق داشتند، فريب شكل ظاهري استدلال خود را مي خوردند. آنها مي گفتند كه چون خالق در هر چه در اين جهان وجود دارد هست پس هر چه در اين جهان وجود دارد خداست .

اگر اين عقيده صحيح مي بود بايستي هر يك از موجودات اين جهان داراي قدرت خدائي باشند چون خدا هستند. اما در سراسر جهان يك موجود نيست كه داراي قدرت خدائي باشد.

آيا هيچ يك از كساني كه اين عقيده را داشتند توانستند حتّي يك سنگريزه را به وجود بياورند؟!

زيرا لازمۀ وحدت خالق و مخلوق اين است كه انسان هم خدا باشد، و لازمۀ خدائي انسان اين است كه بتواند كارهائي را كه خداوند مي كند به انجام برساند و با يك «كُنْ» يك جهان بيافريند و از يك قطره يك انسان به وجود بياورد.

آيا هيچ يك از كساني كه عقيده به وحدت خالق و مخلوق دارند و در نتيجه خود را خدا مي دانند تا امروز توانسته اند كاري بكنند كه آشكار شود داراي صفات خدائي هستند؟!

وقتي به آنها گفته مي شود: شما كه خود را خدا مي دانيد يكي از كارهاي خدا را بكنيد تا اينكه ما يقين حاصل نمائيم كه خدا هستيد، مي گويند كه ما خدا هستيم اما اطّلاع نداريم كه خدا مي باشيم .

و آيا اين حرف بدون منطق را كه به گفتۀ كودكان شبيه است مي توان پذيرفت ؟!

نورالانوار...

ما را در سایت نورالانوار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمدحسین بازدید: 285 تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1391 ساعت: 16:52

صفحه بندی